كفا (اسم) رنج و سختى. محنت. ¦¦افشردن گلو. فشار دادن گلو. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2291) 
كفا [ kefā ]بالفتح،محنت و رنج و تنگى،فخرى گويد: بيت جهان بعدل تو گشت آنچنان كه ممكن نيست كه بر دلى رسد از جور روزگار كفا و در فرهنگ بمعنى افشردن گلو نيز آورده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1165) 
به فتح اول بر وزن جفا رنج و سختى و محنت و تنگى و افشردن گلو را گويند و در عربى به معنى بر روى در افكندن و برگردانيدن جامه باشد و به كسر اول نيز در فارسى به معنى رنج و محنت و سختى باشد و در عربى به معنى جزا دادن و مانند يكديگر شدن و توانايى و دامن خيمه باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص734) 
- [به فاء. بوزن رضا] سختى و رنج و و محنت باشد. مثالش شمس فخرى گويد: بيت جهان بعدل تو گشت آنچنان كه ممكن نيست كه بر دلى بود از رنج روزگار كفا و در فرهنگ بمعنى افشردن گلو نيز باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1015) 
سختى باشد. قصار گفت: بيت مير ابو احمد محمد خسرو صاحبقران آنكه پيش آرد همى شادى چو پيش آيد كفا 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص26) 
بمعنى محنت و رنج شمس فخرى كفته جهان بعدل تو شد آنچنانكه ممكن نيست كه بر دلى رسد از جور روزكار كفا و بمعنى افشردن كلو بود و افاده معنى سختى كند 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص589) 
[اسم][فارسی]رنج و سختى و محنت و مشقت و تنگى.و افشردگى گلو. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2813) 
سختى بود.قصار امى گفت: مير ابو احمد محمد خسرو ايران زمين#آنك پيش آرد درِ شادى چو پيش آيد كفا. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص6) 
سختى و رنج.قصار امىّ گفته است: مير ابو احمد محمد خسرو ايران زمين#آنكه پيش آرد همى شادى چو پيش آيد كفا 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص194) 